![]() |
![]() |
|
| سراب عشق |
|
دوست داشتن را فهميدم،اما با تو بودن را نه بي تو بودن را فهميدم،اما با تو بودن را نه چه كسي بود كه با عشق،در ان نيمه خالي مي گفت:جست و جو كن عشق را جست و جو كن شايد اين نيمه خالي پر از دانايي است اخرش همه چيز را فهميدم اما با تو بودن را نه
ديدنت بی تابم کرد...... رفتنت ويران
انم گفتن دوستت دارمدر چند زبان رایج دنیا
به زبان ایتالیایی : Ti Amo به زبان یونانی : Sayopo philosuبه زبان روسی : Ya vas liubliبه زبان پرتقالی : Amo-tiبه زبان فارسی : Dooset daramبه زبان آلمانی : Ich liebe dichبه زبان اسپانیایی : Te quieroبه زبان سوئدی : Jah a Iskan digبه زبان هندی : Mai tujhe pyaar kathahoبه زبان فرانسه : Jet aimeبه زبان ارمنی : Jiroum emkazبه زبان انگلیسی : I love youبه زبان ترکی : Seni sevigo romبه زبان دانمارکی :Jag elsker digبه زبان چینی : Mi tuzya var ruemkarataبه زبان سوئیسی : Chahadi garnبه زبان برزیلی : Eu te arnoبه زبان کانادایی : Naanu Ninnanu preethisutheneبه زبان هلندی : Ik ou van jouبه زبان عربی : Ohebbok
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 12:18 توسط جلال-مینا |
|
|
تو مپندار که مجنون سر خود مجنون شد از سمک تا به سماکش کشش لیلا برد
شبی مجنون به لیلا گفت که ای معشوق بی همتا تو را عاشق شود پیدا ولی مجنون نخواهد شد
گویند که معشوق تو زشت است و سیاه گر زشت و سیاه است مرا چیست گناه من عاشقم و دلم بدو گشته تباه عاشق نبود ز عیب معشوق آگاه
چشم مستت چه کند با من بیمار امشب این لب خشک من و این تن تبدار امشب ![]() ![]() ![]() به کی بگم که دوریت .. خواب شبامو برده همین روزاست بهت بگن چشم انتظارت مرده...... به کی بگم غم تو حسابی داغونم کرد غصه ی تنها موندن.. خسته و حیرونم کرد کی باورش میشه من ... خونابه گریه کردم... عمروجوونیامو به جاده هدیه کردم گلای یاسو مریم شاهد این گذارن میخوام که زندگی کنم اگه اونا بذارن دلم برات چه تنگه .. دنیا دلش چه سنگه میدونه خیلی خستم ... میخواد باهام بجنگه دنیا حسابی ما رو دور خودش دوونده صبرم زیاده اما عمری دیگه نمونده
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 8:57 توسط جلال-مینا |
|
|
تحمل کردن زيباست اگر قرار باشد روزي به تو برسم انتظار آسان است اگر قرار باشد دوباره تو را ببينم زندگي شيرين است اگر قرار باشد مزه ي دستان تو را بچشم مشکلات حل مي شود اگر قرار باشد روزي به پاي تو بميرم اشک ها همه به لبخند تبديل مي شود اگر قرار باشد تو را يک بار ببوسم و لبخند ها دوباره به اشک فقط اگر ببينم خيال رفتن داري اما بدان دوستت دارم از پشت اين همه فاصله از پشت اين همه حرف
هست آن است که هر لحظه به یادت باشد
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 10:40 توسط جلال-مینا |
|
![]() دنیا را بد ساختند................. کسی را که دوست داری تو را دوست ندارد کسی که تو را دوست دارد تو دوست نداری اما کسی که تو دوست داری او هم دوستت دارد به رسم ایین هرگز به هم نمی رسیدو این رنج است زندگی یعنب این................ استاد شریعتی
این شاخه گلم از طرف سراب عشق تقدیم به همه ی عاشقان
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 10:0 توسط جلال-مینا |
|
|
ای نگاهت سرچشمه ی زندگانی ام البته من همسشه به تو می اندیشم
در اين دنيا نكردم من گناهي
فقط كردم به چشمانت نگاهي اگر اينك نگاهي شد گناهي مجازاتم بكن هر طور كه خواهي در اين دنيا من او را مي پرستم هم او را هم خدا را مي پرستم تمام مردمان يكتا پرستند
وليكن من دو تا را مي پرستم
به من اندیشه ای از مرز فراتر بــدهیــد عشق پرواز بلندی است به من پر بدهید مـــن به د نبــا ل دل گمشده ای میگ
یک پريدن به من از بال کبوتــر بـدهیـد ![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 22:21 توسط جلال-مینا |
|
|
اشک چشمانم طوفان غم داردول
![]() اشک چشمانم طوفان غم داردولی خنده برلب میزنم کس نداند رازمن
عشق يعني خواستن له له زدن عشق يعني جام لبريز از شراب عشق يعني صبر يعني انتظار عشق يعني از سپيده تا سحر عشق يعني پا نهادن در خطر عشق يعني لحظه ي ديدار يار
نظر یادت نره
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 22:16 توسط جلال-مینا |
|
|
پنجره ی عاشقي را بگشا، به كوچه بنگر، با من خواهي سرود: نشسته بودم، ناگهان احساس كردم مي خواهم عاشقانه بنويسم، برخاستم و پنجره عاشقي را گشودم. ديشب باز مثل هر شب، وقتي به آسمان نگريستم، دو ستاره در قلب او مي درخشيد، آسماني با دو ستاره. قدم بزنيم با هم، دوشادوش، نگاههايي در هم گره خورده، همدل و هم نفس در كوچه عاشقي. ماه! بوی ماه! آسمان شب! بوی ماه به مشام می رسد!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 12:51 توسط جلال-مینا |
|
|
سر سبز ترین بهار تقدیم تو باد آوای خوش هزار تقدیم تو باد گفتند که لحظه ای است روییدن عشق آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد
هر چند که از آینه بی رنگ تر است از خاطر غنچها دلم تنگ تر است بشکن دل بی نوای ما را ای عشق این ساز،شکسته اش خوش آهنگ تر اشت
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 10:49 توسط جلال-مینا |
|
|
خدا رو شاهد میگیرم که الان نمیدونم چی دارم مینویسم شاید ندوند اما به زحمت نفسم بالا مییاد شمارو به خدا قسمتون می دم که هرکی این چند بیت شعرو می خونه برا ظهور آقا دعا کنه
گفتم شبی به مهدی بردی دلم زدستم من منتظر براهت شب تا سحر نشستم گفتا چه کار بهتراز انتظار جانان من راه وصل خود را بر روی تو نبستم
گفتم ببخش جرمم ای رحمت اللهی شرمنده تو بودم شرمنده تو هستم گفتا هزار نوبت از جرم تو گذشتم پرونده تو دیدم چشمان خود ببستم **اللّهم عجّل لوليک الفرج** |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 10:26 توسط جلال-مینا |
|
|
|
|||||||||||
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم مهر 1385ساعت 0:1 توسط جلال-مینا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1385 مهر 1385 |
|
RSS
|